تبليغاتX
مردم شناسی
آدریان جانسون:قرن بیست و یکم قرن انسان شناسی است

مردم شناسی

anthropology-iran

 

                                     Go to fullsize image

بیارید این آتش زردشت بگیرد همان زند و اوستا بمشت نگه دارد این فال جشن سده همان فر نوروز و آتشکده همان اورمزد و مه و روز مهر بشوید به آب خرد جان و چهر کند تازه آیین لهراسبی بماند کین دین گشتاسبی (فردوسی بزرگ ) آمدت نوروز و آمد جشن نو روزي فرا كامكارا، كار گيتي تازه از سر گير باز (منوچهري) يكي‌ از جشنهايي‌ كه‌ در شاهنامه‌ فردوسي‌ از آن‌ نام‌ برده‌ شده‌، آئين‌ و مراسم‌ نوروز مي‌باشد. در اين‌ مقاله‌ سعي‌ بر اين‌ است‌ كه‌ درباره‌ مراحل‌ پيدايش‌ اين‌ جشن‌ ،زمان‌ برگزاري‌ ،استعمال‌ كلمه‌ نوروز و چگونگي‌ آن‌ در شاهنامه‌ توضيحاتي‌ داده‌ شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9:25  توسط نعمت الله کاظمی فرامرزی  | 

 

                                 Go to fullsize imageGo to fullsize image

 

           راستی، آیا علاقه و عشق انسان به فرزند در نهاد او وجود دارد؟ یا فرهنگ به این عشق شکل می دهد؟ آیا همه انسان ها به فرزند خود و دیگر فرزندان به یک شکل می نگرند؟ اگر پس از تولد فرزند ، بدون اطلاع مادر ، آن را با فرزندی دیگر عوض نمایند ، علاقه مادر به فرزند واقعی اش و فرزند خوانده اش چگونه خواهد بود؟ با این فرض که او هیچ اطلاعی از موضوع تعویض بچه ندارد.

        اگر عشق به فرزند بر اساس فرهنگ شکل می گیرد ، که گاه فرزند دیگران عین فرزند ما می شود، و ما بر اساس یک قرارداد فرهنگی که ویژگی ها و تغییرات جسمانی مانند ترشح پرولاکتین در مادر به هنگام تولد فرزند  در آن نقش دارد و موجب شدت علاقه مادر به فرزند می گردد ،به فرزندانمان علاقه مند می شویم و بین آنها و دیگر فرزندان تفاوت قائل می شویم، آیا می شود در یک جامعه ای با خصوصیات فرهنگی ویژه ای ، افراد همه فرزندان را فرزند خویش بدانند؟ آیا فرزندی در آن سوی دنیا به معنای واقعی ، نه آرمانی و شعاری نمی تواند فرزند ما باشد؟

فرق بین فرزند ما و فرزند دیگران در چیست ؟ چرا نمی توانیم آنها را فرزند خود بدانیم؟

نسبت فرهنگ و فرزند چگونه است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:48  توسط نعمت الله کاظمی فرامرزی  |