تبليغاتX
مردم شناسی - تصويري از طبقه متوسط
آدریان جانسون:قرن بیست و یکم قرن انسان شناسی است

مردم شناسی

anthropology-iran

           وقتي مردم يک جامعه را از لحاظ درآمد اقتصادي و شيوه زندگي و معيشت طبقه بندي مي کنيم، در يک طبقه بندي کلي، جوامع به سه دسته تقسيم مي شوند:

   طبقه بالا و  طبقه پايين جامعه: هر کدام از اين دو طبقه ، درصد کمي از مردم جامعه را تشکيل مي دهند. طبقه سوم، طبقه متوسط جامعه است ، که در حالت طبيعي، اکثر مردم جامعه در اين طبقه جاي مي گيرند. افراد اين طبقه که از درآمد مکفي برخوردارند، براي حفظ موقعيت اجتماعي و اقتصادي و نيز ارتقاء آن، افرادي محافظه کار هستند و آداب اجتماعي و مقررات جامعه را تا حد ممکن رعايت مي نمايند. ريسک پذير نيستند و از تنش هاي اجتماعي و سياسي فاصله مي گيرند. اينان به آينده فرزندانشان توجه زيادي نشان مي دهند. به همين دليل، اکثر افراد روشنفکر و تحصيلکرده و نيز مخترع و نوآور، از فرزندان طبقه متوسط هستند. کارمندان شرکت ها ، ادارات و موسسات دولتي و غير دولتي جزء اين طبقه مي باشند.

 

   اما بشنويم زندگي فردي از اين طبقه را:

 

         من فردي از طبقه متوسط هستم. کارمند يکي از ادارات دولتي و داراي مدک فوق ليسانس و بيش از 20 سال سابقه خدمت. داراي 3 فرزند که  در دوره هاي  راهنمايي و  متوسطه تحصيل مي کنند. از وضعم ناراضي نيستم و هميشه خدا را شاکرم که آنچه را خواستم ، بر من ارزاني داشته است. اگر زن و فرزندانم ناله و شکوه مي کنند، به آنها مي گويم که ما هم ناله کنيم و آن فردي که داراي يک شغل معين نيست و مستاجر نيز مي باشد، بنالد!!!

    تا اينکه مسئله "فرم تعيين وضعيت اقتصادي" مطرح شد. زياد به آن توجه نکردم. گفتم طرح موفقي نخواهد بود. براي اينکه يک اداره 500 نفره به کارکنانش حقوق بدهد، نياز به يک دستگاه عريض و طويل حسابداري و امور مالي دارد. حالا براي اين فعاليت مالي براي يک کشور 70 ميليوني حتي يک وزارتخانه اختصاصي کم خواهد بود. ولي سرانجام به ناچار و بر اساس روحيه محافظه کاري طبقه متوسط، که نکند به خاطر پر نکردن اين فرم از بعضي از مزاياي اجتماعي محروم گرديم، آن را پر کردم:

   راستش پس از کسورات، مانده حقوقم براي دريافت 303000 تومان است. فکر کردم که بايد دريافتي را بنويسم، ولي ديدم که اقساطم بيشتر از دريافتي ام شدم است. بنابراين سعي کردم کاملا درست و صادقانه فرم را پر کنم:

    ميزان حقوق و اضافه کارم بدون کسورات ، به مبلغ 600000 تومان مي باشد و اقساط ماهيانه ام از بانک ها و صندوق هاي قرض الحسنه معتبر ، به مبلغ 270000تومان است. در نتيجه مبلغ 330000 تومان باقي مي ماند. ولي از اين مبلغ بايد کسورات بيمه، ماليات، عضويت در صندوق ها، اقساط قرض الحسنه هاي دوستانه و فاميلي، کمک به مادر پير، شارژ واحد مسکوني ، هزينه آب ، برق، تلفن، موبايل و... کسر  گردد و با مانده حقوقم من ، همسرم و سه تا از بجه هايم بخوريم و بپوشيم و لوازم مورد نياز تحصيلي آنها و خداي ناکرده! هزينه دوا و دکتر را تامين نماييم و انشاءالله که در طول ماه مهماني نيايد و دوستان و آشنايان فکر عروسي بچه هايشان نباشند که ...!!!

   واقعا زندگی ما معادله عجيبی است که تا به حال موفق به حل آن نشديم. شايد هم من رياضی زندگی ام ضعيف است!!!

   باز هم خدا را شاکرم که شغلي دارم و يک بدن نسبتا سالم!      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:34  توسط نعمت الله کاظمی فرامرزی  |