تبليغاتX
مردم شناسی - معرفی یک مردم شناس زیستی
آدریان جانسون:قرن بیست و یکم قرن انسان شناسی است

مردم شناسی

anthropology-iran

250149.jpg 250149.jpg
از زمانى كه ويليام تامس، عتيقه شناس انگليسى، اصطلاح «فولكلور» را به جاى اصطلاح هاى «رسوم كهن عامه»  و «ادبيات عامه» به جامعه انگليسى  زبان پيشنهاد كرد (در۱۲ اوت ۱۸۴۶)، بيش از ۱۵۰ سال مى گذرد. با اينكه كاربرد اين واژه در ادبيات انگليسى ۲۵ سال قديم تر از كاربرد اصطلاح «كالچر» (فرهنگ) به مفهومى است كه ادوارد تيلر، مردم شناس انگليسى نخستين بار آن را در ۱۸۷۱ در كتاب فرهنگ ابتدايى به كاربرد، ليكن هنوز برسر مفهوم و دامنه و قلمرو فولكلور در ميان علماى فولكلور شناس بحث وگفت وگو است. اصطلاح فولكلر هم به موضوع ها و مواد و هم به دانشى كه اين موضوع ها و مواد را مطالعه و بررسى مى كند، اطلاق مى شود. (۱)
انسان شناسى جديد را بايد تا اندازه زيادى حاصل مشترك تحول علوم اجتماعى به طور عام و دگرگونى مردم شناسى اروپايى با پيشينه ۱۵۰ ساله و چهار نسل پى در پى از انديشمندان در آن دانست.
نسل نخست كه عمدتاً مردم شناسان اسنادى و اصطلاحاً «كتابخانه اى » نام گرفته بودند، رسالتى بيشتر بنيانگذار و رده شناختى بر دوش داشتند.
نسل دوم كه تأكيد بيش از اندازه اى بر ميدان و رويكرد از درون (اسيك) داشتند و به سختى دستاوردهاى نسل اول را به زير پرسش بردند.
نسل سوم كه در عين پذيرش رويكرد ميدانى به مثابه محور پژوهشى به بازشناسى دستاوردهاى نسل نخست بازگشتند،
و سرانجام نسل چهارم كه از دهه ۶۰ قرن بيستم وظيفه بسيار دشوار بازسازى و نوسازى رشته و ورود به عرصه شهرى و جوامع مدرن را برعهده گرفتند و توانستند انسان شناسى را در مفهوم مدرن آن به علمى پويا و رو به گسترش تبديل نمايند.
در ايران، پيش از تاريخ انسان شناسى، گستره بزرگى از بينش مردم نگارانه را در ادبيات مكتوب و سنت هاى شفاهى مردمى نشان مى دهد كه با تشكيل دولت مدرن از ابتداى قرن بيستم، در دو شاخه موازى دانشگاهى و غيردانشگاهى رو به رشد گذاشتند. از اين دو، سهم حوزه دانشگاهى همواره كمتر بوده و رابطه اى منطقى و پويا ميان دو بخش وجود نداشته است.
در اين اينجا، دو هدف ميان و دراز مدت كاملاً مشهود است: نوسازى دانشگاهى رشته در حوزه هاى پژوهش و آموزش و ايجاد رابطه اى منطقى و تلاش براى سازماندهى بيشتر و بالابردن كيفيت حوزه غيردانشگاهى(۲) در اين ميان نقش افرادى در اين نوسازى دانشگاهى، پررنگ تر از ديگران و توأم با فعاليت مؤثر در حوزه هاى غير دانشگاهى نيز بوده است.دكتر اصغر عسگرى خانقاه از اين جمله است.
عسگرى خانقاه در سال ۱۳۱۷ در خلخال متولد شد. دوره تحصيلات ابتدايى را در شهرستان انزلى در دبستان سعدى گذراند. دو سال اول دبيرستان را در دبيرستان داريوش لنگرود و سالهاى بعد را در دبيرستان شاهپور رشت به اتمام رساند.
بعد از پايان دوره پارازينولوژى و مالاريا لوژى از دانشكده بهداشت دانشگاه تهران، به عنوان ميكروسكپيست در آزمايشگاههاى وزارت بهدارى در شهرستانهاى رشت، هشتپر، لاهيجان، رودسر، رامسر و چالوس شروع به كار كرد.
سالها بعد براى ادامه تحصيل در رشته داروسازى به كشور بلژيك رفت و سپس به عنوان نماينده شركتهاى بزرگ دارويى همچون رون پولنگ (اسپسيا) و ساندوز، در ايران مشغول كار شد و در ضمن كار به تحصيل در رشته روزنامه نگارى و مطبوعات پرداخت و در سال ۱۳۵۰ از دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى
250113.jpg
فارغ التحصيل شد و بعد دوره دو ساله مديريت و برنامه ريزى اجتماعى را در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران به اتمام رساند. ضمن تحصيل، در اداره فرهنگ عامه (وزارت فرهنگ و هنر) شروع به كار كرد.
در سال ۱۳۵۲ به كشور فرانسه رفت و از دانشگاه پاريس ۵ (رنه دكارت، سوربن) موفق به اخذ دكترا در انسان شناسى زيستى شد.
بعد از بازگشت به ايران ازسال ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران، دانشكده علوم اجتماعى به تدريس و تحقيق اشتغال شد. در خلال اين سال ها عسگرى خانقاه در دوره كارشناسى، انسان شناسى زيستى، تاريخ انديشه هاى  مردم شناسى، زيست  شناسى عمومى،   محيط  شناسى انسانى ومردم نگارى  تدريس كرده ودردوره كارشناسى ارشد و دكترا نيز روش تحقيق و سنجش و زيست شناسى درس داده است.
عسگرى خانقاه در طى اين سالها در كنار تدريس مدام، كار پژوهش را نيز با جديت دنبال كرده و شمارى از مهمترين تحقيقاتش را در دوره مسؤوليت خود بر نشريه نامه، در آن به چاپ رسانده است. او از سال ۱۳۷۴ به سردبيرى مجله «نامه علوم اجتماعى» منصوب شد و مقالاتى چون فرهنگ مردم شناسى بيشه نشينان آفريقا و مشكلات تغذيه، سهم آل احمد در شكل گيرى پژوهشهاى فرهنگى و اجتماعى گروههاى انسانى در ايران، ريشه هاى تاريخى و سنتهاى فرهنگى و اجتماعى مسلمانان آفريقا و... ر ا در آن به چاپ رساند. اصغر عسگرى خانقاه در عين آنكه مردم شناس و پژوهنده شاخص علوم اجتماعى است تاريخ نگارى اين علم در ايران را نيز با جديت دنبال مى كند.
رشته علوم اجتماعى در ايران در حدود سال ۱۳۴۰ در دانشگاه تهران، تأسيس و مردم شناسى هم به عنوان يك درس در رشته علوم اجتماعى مطرح شد. همچنين در سال ۱۳۵۰ دانشكده علوم اجتماعى به كوشش دكتر صديقى تأسيس گرديد .
عسگرى خانقاه در عرصه نقد آثار ديگر مردم شناسان ونيز در مجامع مرتبط حضورى پر رنگ دارد از آن جمله است حضور در جلسه نقد و بررسى كتاب «باورها و دانسته ها در لرستان و ايلام» كه با حضور نويسندگان كتاب و منتقدان به همت پژوهشكده مردم شناسى سازمان ميراث فرهنگى در مركز گفت و گوى تمدن ها برگزار شد. كتاب فوق كه توسط محمد اسديان خرم آبادى، محمد حسين باجلان فرخى و منصور كيايى در سال ۱۳۵۸ توسط پژوهشكده مردم شناسى به طبع رسيده هنوز نيز يكى از آثار مطرح در حوزه مردم شناسى است. عسگرى خانقاه به عنوان نخستين سخنران اين جلسه اظهار داشت: «دوستانى كه كار تأليف اين كتاب را انجام دادند همه از انديشمندان دوره آغازين مردم شناسى بودند و زحمات طاقت فرسايى براى جمع آورى باورها، آيين ها و فولكلور لرستان و ايلام متحمل شده اند و ما امروز اين كتاب را به عنوان يك مأخذ به دانشجويان مردم شناسى معرفى مى كنيم.»
وى در ادامه با تقدير از كار مؤلفان، دو نقد را بر كار آنان وارد دانست و افزود: «به نظر من با اين كه اين كتاب حاصل يك تحقيق مردم نگارانه است، ولى زبانش شبيه نثر كلاسيك است و به زبان پژوهش هاى مردم شناسى نزديك نيست و مسأله دوم اين است كه دوستان وعده داده بودند جلد دوم اين كتاب با موضوع آيين ها و مراسم و تحول و تطور مردم شناسى در اين خطه از كشور، به اين كتاب ملحق شود اما اين وعده هنوز محقق نشده است.» او در همايش صادق هدايت پدر مردم شناسى ايران نيز سخنان جالبى بيان كردونخست به بررسى ترجمه هاى فرانسوى هدايت همراه با قرائت متن فرانسوى آن پرداخت و زمينه هاى فكرى انتخاب متن هاى مزبور از طرف هدايت را توضيح داد. پس از آن وى به طرح موضوعى با عنوان رؤيا هاى هدايت پرداخت. خانقاه در طرح ها و تحقيقات ميدانى نيز حضورى پر رنگ دارد.
در پى امضاى پروتكل مشترك وزارت علوم با مركز ملى مطالعات علمى فرانسه براى آغاز نخستين مرحله از طرح تحقيقات ديرينه شناسى در يزد، دو تن از ديرينه شناسان فرانسوى به ايران آمده و مطالعات مقدماتى خود را در يزد آغاز كردند كه نخستين مرحله آن اواخر خرداد ماه سال جارى به پايان رسيد.
هدف از اين برنامه چهار ساله شناسايى مناطق كهن و دوران هاى مختلف زمين شناسى و بررسى هاى زيست شناسى به منظور كسب اطلاعاتى در حيطه انسان شناسى زيستى در ايران است.
مجرى اين طرح دكتر اصغر عسگرى خانقاه است كه به نمايندگى از دانشگاه تهران يك برنامه دراز مدت آموزشى را نيز براى تأمين تيم متخصصان و اساتيد دانشگاهى در رشته انسان شناسى زيستى پيگيرى مى كند. هدف كلى از اين طرح، بررسى مقدماتى آثار زمين شناختى در يزد به منظور يافتن آثار پالئونتولوژيك و شناسايى بقايا و احتمالاً رسوبات يا سنگواره هاى گياهى، حيوانى و احتمالاً انسانى است.
دكتر اصغر عسگرى خانقاه معاون آموزشى دانشكده علوم اجتماعى تهران نيز بوده است.او درباره منابع دانشجويى در دانشكده علوم اجتماعى معتقد است: هر منبعى در قلمرو علوم اجتماعى به زبان لاتين در اين دانشكده وجود دارد.اگر دانش زبان انگليسى دانشجويان بالا باشد مشكلات آنها تا حدود زيادى مرتفع مى شود پژوهشگر بايد براى آشنايى با قلمرو علوم ديگر با زبان هاى زنده دنيا آشنا باشد.
عسگرى خانقاه در كنار همه اين فعاليت ها تأليف و ترجمه را نيز همواره در دستور كار داشته است. «دردم نهفته به...» نوشته ميخائيلوويچ، از جمله
ترجمه هاى دكتر اصغر عسگرى خانقاه است كه توسط سازمان چاپ و انتشارات چاپ شده است برخى از عناوين مقالات اين مجموعه عبارتند از: انسان وفرهنگ صنعتى، انسان و حيوان: شهر و كندو، زيست سنجى و جمعيت شناسى، مردم شناس و زمين تحقيق، تجربه مردم شناسى و دردم نهفته به زطبيبان مدعى...
دكتر اصغر عسگرى خانقاه پژوهش را امرى مقدس مى داند و مى گويد: پژوهش يك كار بازارى نيست، بلكه زاييده فكر و انديشه بشر است بنابراين بايد به اين موضوع بها بدهيم وى براى بها دادن به امر پژوهش ارتقاى علوم اجتماعى در جامعه را ضرورى برمى شمارد و معتقد است: هر كسى از قبول شدن در كنكور محروم
مى شود به علوم انسانى و اجتماعى روى مى آورد و بايد اين نگرش را تغيير داد.

پى نوشت:
۱- بلوك باشى.دو فصلنامه انسان شناسى.شماره دو ۲- ناصر فكوهى، تحول علوم اجتماعى و آينده انسان شناسى ايران، شبكه رشد.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:18  توسط نعمت الله کاظمی فرامرزی  |